لَخته - تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 1:55
زخما شدن بیشتر عمیق وقتی که زد خنجر رفـیـق روزا طی شد به تیرگـی غم مونده یه همیشگی بـــاورِ ایـــن روزا ســخـتـه خون شده توی رگ لخته نموند برام کسی دیگه دلم چی داره کـه بگه نشست تـنها زیـر مهتاب وقتی که دید نداره خواب همش به فکر اینه که چـرا زندگی تاریـــکــــه حتی نخواست باور کنه تـنـها و بــی یــا...
اهریمن چشمات - تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 1:55
رد میشن این روزا از جلوی چشمم کــسی و نــدارم کــــه دردمـو بگم هر روز این حال من داغون تر از پیشِ هر کـاری میکنم اما خوب نمیشه مثله ابر سیاه همیشه می‌بارم حتی یه هم آغوش کنارم ندارم هر راهی و رفتم ولیکن بن‌بسته خدایا بــــریدم دیگه شدم خسته از حال هر شبم چیزی نمیدونی چرا پسم زدی گفتی نمیتونی دنیا ج...
دیار غربت ! - تاریخ: 1402/2/8 ساعت: 17:43
سه شنبه بیست و نهم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 12:48 توسط سید علی میرزایی |  توی این دیار غربت کسی با تو همسفر نیستکسی یار تو نمیشه کسی با تو همنظر نیسترسم زندگی همینِ نباید جدی بگیریدل نبند به مال دنیا که با دست خالی میریسید علی میرزایی Adblock test (Why?)
تکیه گاه - تاریخ: 1402/2/8 ساعت: 17:43
شنبه دوم اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت 16:36 توسط سید علی میرزایی |  میون این همه مشکل تو واسم یه تکیه گاهی .کم نشه یه تار موهاتبــمـیـرم واسـت الــهــی .نبینم اشکی رو گونهاتفــدای چـشـمــای نــازت.من میخوام مست بشم بازبـــا طـــنـــیـــن دلـــنـوازت .شاعر : سید علی میرزایی Adblock test (Why?)
آبستن غم - تاریخ: 1402/2/8 ساعت: 17:43
جمعه هشتم اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت 14:59 توسط سید علی میرزایی |  ببین دنـیـا شــده قــانون جنگلهمش جنگ و نزاع و بحث و کل کلکسی با تو سر سازش ندارهجهان یک لحظه آرامش ندارهشده دنیای مــا آبـستن غـمجهان پرگشته از سختی و ماتمسید علی میرزایی Adblock test (Why?)