
زخما شدن بیشتر عمیق وقتی که زد خنجر رفـیـق روزا طی شد به تیرگـی غم مونده یه همیشگی بـــاورِ ایـــن روزا ســخـتـه خون شده توی رگ لخته نموند برام کسی دیگه دلم چی داره کـه بگه نشست تـنها زیـر مهتاب وقتی که دید نداره خواب همش به فکر اینه که چـرا زندگی تاریـــکــــه حتی نخواست باور کنه تـنـها و بــی یــاور شده دنیا براش سراب بود و عالم سرش خراب شده شاعر : سید علی میرزایی
برچسب:
نویسنده: متین پورعلی